سلام سالار

باهمه لحن خوش آوائیم _______________ در به در کوچه تنهائیم

ماجرای رضاخان و نظامی مست در طهران
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٤   کلمات کلیدی: طنز

میگن رضاخان شبها با ماشین توی خیابون های طهران میگشته و به امورات نظامی کشور رسیدگی میکرده ! یک شبی که داشته توی خیابون ها گشت می زده می بینه یک درجه دار نظامی داره مست و پاتیل توی خیابون تلو تلو میخوره و راه میره , رضاخان به راننده اش میگه وایسا این نظامی را سوار کن ببینم کیه که با این وضع داره توی خیابون تلو تلو میخوره؟ راننده درجه دار را سوارمیکنه و میشینه جلو، رضاخان هم عقب نشسته بوده رضاخان شروع میکنه سوال کردن و می پرسه :


- سربازی ؟      نظامی : برو بالاتر ...

- گروهبانی ؟    نظامی : برو بالاتر ...

- سروانی ؟      نظامی : برو بالاتر ...

- سرگردی ؟     نظامی : برو بالاتر .....

- سرهنگی ؟     نظامی میگه بزن قدش !

نظامی هم بعد از سوال و جواب رضاخان شروع میکنه به سوال کردن ...

- سربازی ؟     رضاخان : برو بالاتر ...

- گروهبانی ؟   رضاخان : برو بالاتر ...

- سروانی ؟      رضاخان : برو بالاتر ....

- سرگردی ؟     رضاخان : برو بالاتر ...

- سرهنگی ؟     رضاخان : برو بالاتر ...

- تیمساری ؟     رضاخان : برو بالاتر ...

- سپهبد ؟         رضاخان : برو بالاتر ....

- ارتشبدی ؟     رضاخان : برو بالاتر ...

- رضاخانی ؟    رضاخان : بزن قدش !

نظامی فرو میره توی صندلی ماشین و حالا رضاخان می پرسه ...

- ترسیدی ؟   نظامی : برو بالاتر ...

- شاشیدی ؟   نظامی : برو بالاتر ...

- ریدی ؟      نظامی : بزن قدش !