مانعى در مسیر

در روزگار قدیم ، پادشاهى سنگ بزرگى را که در یک جاده اصلى قرار داد . سپس در گوشه‌اى قایم شد تا ببیند چه کسى آن را از جلوى مسیر بر می‌دارد . برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسیدند ، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند . بسیارى از آن‌ها نیز به شاه بد و بی راه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند . امّا هیچیک از آنان کارى به سنگ نداشتند .

سپس یک مرد روستایى با بار سبزیجات به نزدیک سنگ رسید . بارش را زمین گذاشت و شانه‌اش را زیر سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد . او بعد از زور زدن‌ها و عرق ریختن‌هاى زیاد بالاخره موفق شد . هنگامى که سراغ بار سبزیجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگیرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کیسه‌اى زیر آن سنگ در زمین فرو رفته است . کیسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و یادداشتى از جانب شاه که این سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند .

آن مرد روستایى چیزى را می‌دانست که بسیارى از ما نمی‌دانیم :

هر مانع ، فرصتى است


/ 2 نظر / 10 بازدید
پریسا

خیلی خیلی خیلی خیلی ازت ممنونم که بهم سر زدی. اما به حضور سبزتان بازم نیازمندیم. بدو که کلی مطلب جدید دارم

فاطمه

مطلب عالی بود ممنون