فهرست کامل و مشروح وقایع ماه محرم

روز اول ماه محرّم الحرام :

1- آغاز ایام حسینی : اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمدعلیهم السلام است ، که همه انبیاء و ملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام محزون اند . باید گفت : ماه حزن و اندوه تمام عالم است ، چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد .

همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله علیه السلام است ، که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می کند ، ودستورات دین خود را از حسینیه ها و تکایا و مساجد به خانه های فکر ودل خود به ارمغان می برند . شرکت در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام واشک بر آن حضرت ، از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان علیه السلام است .

2- ماجرای شعب ابی طالب علیه السلام : در پی بالا گرفتن قدرت اسلام پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قریش پیمان نامه ای نوشتند وطی آن قرار گذاشتند با بنی هاشم تکلم نکنند و با آنان هم سفره وهمنشین نشوند و معامله ننمایند ؛ و آنان را به گونه ای در فشار قراردهند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل رسانند . حضرت ابوطالب علیه السلام بنی هاشم را به دره ای که منتسب به آن حضرت بود برد ، و اطراف آن را محکم کرده وبرای حفظ جان پیامبر صلی الله علی و آله و سلم شبانه روز کمر همت بست .

آن حضرت شبها با شمشیر پروانه وار گرد شمع وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می گردید ومی فرمود : تا زنده ام دست از یاری او برنمی دارم . او در هرشب چند بار محل خواب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تغییر می داد و عزیزترین فرزند خود یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را به جای آن حضرت می خوابانید ، و روز فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت می گماشت . در مدتی که در شعب بودند بر آن حضرت و مسلمانان بسیار سخت گذشت ، تا آنجا که شبها صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را ساکنین اطراف شعب می شنیدند . پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه را مأمور کرد و پیمان نامه آنان را از بین برد به جزء اسماء الهی که در آن بود . حضرت ابوطالب علیه السلام این خبر را به کفار داد ، و آنان با دیدن چنین معجزه ای دست از تصمیم خود برداشتند و بنی هاشم به خانه های خود بازگشتند .

3- جنگ ذات الرقاع : در سال چهارم هجرت (به تحریک قریش) بین مسلمانان و قبایلی که اطراف مدینه زندگی می کردند و قصد محاصره مدینه را داشتند جنگی در گرفت . پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با 400 یا 790 نفر از مدینه بیرون رفتند . در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول کشید تا شر آنان دفع شد . این واقعه به قولی در 15جمادی الاولی بوده است .

4- اولین جمع آوری زکات : در روز اول محرم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای اولین بار مأمورانی را برای جمع آوری زکات و صدقات به اطراف مدینه فرستادند .

5- امام حسین علیه السلام در راه کربلا : روز اول محرم ، امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند ، و از عبیدالله بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند ، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد .

6- قیام مردم مدینه برعلیه یزید : در این روز در سال 63 هـ مردم مدینه برای قیام علیه یزید حرکت کردند . قضیه از آنجا آغاز شد که جمعی از اهالی مدینه به رهبری عبدالله بن حنظله به شام رفتند و دستگاه یزید و شرابخواری و قمار بازی و سگ بازی او را دیدند ، و به مدینه بازگشته و مردم را از وضع فساد دربار اموی آگاه ساختند . با شنیدن این اخبار همگان بر خلع یزید اتفاق نمودند ، و به سرپرستی عبدالله علیه یزید قیام نمودند و افراد اموی ساکن مدینه را بیرون کردند . لشکر شام پس از اطلاع از این قیام به طرف مدینه حرکت کرد و واقعه حرّه پیش آمد .

7- کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام : در روز اول محرم ریّان بن شبیب خدمت امام رضا علیه السلام رسید . حضرت به او فرمودند : ای پسر شبیب ، مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند ؛ ولی این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را رعایت نکردند . در این ماه خون ما را حلال دانستند ، و هتک حرمت ما را کردند وفرزندان و زنان ما را اسیر نمودند ، و سراپردۀ ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را دربارۀ ما ننمودند .

همانا روز شهادت حسین علیه السلام پلک چشمان ما را مجروح کرد و اشکهای ما را روان ساخت و دل ما را سو زاند ؛ و عزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد و نزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد . پس گریه کنندگان باید بر حسین علیه السلام بگریند ، زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد .

ای پسر شبیب ، اگر خواستی بر چیزی گریه کنی برحسین بن علی علیه السلام گریه کن ، چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانکه گوسفند را می کشند ، و با آن حضرت 18 نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه و نظیری نداشتند . آسمان های هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند . چهار هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده اند . لذا پریشان وغبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند ، تا حضرت قائم علیه السلام ظهور کنند و از یاران او باشند و شعارشان " یالثارت الحسین " است . ای پسر شبیب ، اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما وشاد باش در شادی ما ؛ و بر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد خداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند .

روز دوّم ماه محرّم الحرام :

1- ورود امام حسین علیه السلام به کربلا : بنابر مشهور در این روز در سال 61 هـ آقا و مولایمان حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهداء علیه السلام با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند . در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد . امام پرسیدند : نام این زمین چیست ؟ گفتند : غاضریه نام دیگرش را پرسیدند گفتند : شاطئ الفرات اسم دیگری هم دارد ؟ گفتند : کربلا هم می گویند . در این هنگام حضرت آهی کشیدند و گریه شدیدی نمودند و فرمودند : " اللهم انی أعوذ بک من الکرب و البلاء " به خدا قسم زمین کربلا همین است . به خدا قسم اینجا مردان ما را می کشند ! بخدا قسم اینجا زنان و کودکان مارا به اسیری می برند ! بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود . ای جوان مردان ، فرود آیید که محل قبرهای ما اینجاست ."

روز سوّم ماه محرّم الحرام :

1- نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه : در این روز امام حسین علیه السلام برای بزرگان کوفه نامه ای نوشتند و آن را به قیس بن مسهّر صیداوی دادند که به کوفه برساند . مأمورین بین راه قیس را گرفتند ، و پس از آنکه او بر ضد یزید وابن زیاد سخن گفت ، او را به شهادت رساندند .

2- ورود عمر بن سعد به کربلا : در این روز عمر بن سعد با با شش یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد کربلا شد و در مقابل آن حضرت لشکر گاه ساخت و خیمه برافروخت . ورود ابن سعد به کربلا در روز چهارم هم نقل شده است .

روز چهارم ماه محرّم الحرام :

1- فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام : در این روز از سال61 هـ ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شریح قاضی گرفته بود ، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین علیه السلام تحریص کرد .

ششم ماه محرّم الحرام :

1- یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر از بنی سعد : در شب ششم جناب حبیب بن مظاهر اسدی با اذن امام حسین علیه السلام برای آوردن یاور و کمک ، به قبیله بنی اسد رفت . اسدیان پذیرفتند و حرکت کردند ، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند . لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی و بقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد .

2- اولین محاصره فرات در کربلا : به نقلی عمر سعد ، شبث بن ربعی خبیث را همراه سه هزار مرد سفاک با کوبیدن طبل و دهل کنار فرات فرستاد که اطراف آن را به محاصره در آوردند .

3- تراکم لشکر یزید در کربلا : در این روز لشکرزیادی برای جنگ با حضرت اباعبدالله علیه السلام جمع شدند .

روز هفتم ماه محرّم الحرام :

1- ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد : در شب هفتم امام حسین علیه السلام ملاقات وگفتگو کردند . خولی بن یزید اصبحی چون عداوت شدیدی با امام حسین علیه السلام داشت ماجرا را به عمر سعد گزارش داد و آن ملعون نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقات ها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد .

2 . منع آب از امام حسین علیه السلام : در این روز آب را بر اهل بیت سید الشهداء علیه السلام بستند ، چه اینکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که نگذارید حتی یک قطره آب هم به آنها برسد . عمرو بن حجاج زبیدی با جهار هزار تیرانداز مامور منع آب فرات شدند ، که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برده نشود .

روز هشتم ماه محرّم الحرام :

1- قحط آب در خیمه های حسینی : در این روز آب در خیمه های سید الشهداء علیه السلام نایاب شد .

روز نهم ماه محرّم الحرام (تاسوعا ) :

1- محاصره خیمه ها در کربلا : امام صادق علیه السلام فرمودند : تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند ، و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند ، وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند ویقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد واهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود .

2- آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام : در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رسانید و بانگ برآورد : أین بنو اختنا " پسران خواهر ما کجایند ؟ ولی آن بزرگواران جواب ندادند . امام حسین علیه السلام فرمودند : جواب او را بدهید اگر چه فاسق است .

حضرت عباس علیه السلام در جواب فرمودند : چه می گویی ؟ شمر گفت : من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام . شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید .

حضرت عباس علیه السلام با صدای بلند فرمود : لعنت خدا بر تو وامیر تو ( و برامان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد ؟ !

3- در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام : در عصر تاسوعا امام علیه السلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتتند . چون عمر سعد لشکر را آمادۀ جنگ با امام علیه السلام نمود ومعلوم شد که قصد جنگ دارد ، حضرت به برادرش عباس علیه السلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد . آنها ابتدا قبول نکردند ، ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند .

4- آمدن لشکر تازه نفس به کربلا : در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد ، و شمر نامه ابن زیاد را آورد .

5- خطابه امام حسین علیه السلام برای اصحابش : در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند ، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند .

شب دهم (عاشورای ) ماه محرّم الحرام :

1- سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش : در این شب امام حسین علیه السلام اصحاب و اهل بیت خود را جمع نمودند و کلماتی را به آنان فرمودند . خلاصه کلمات حضرت این بود که من بیعت خود را از شما بر داشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر جا که می خواهید کوچ کنید . پس از فرمایشات حضرت ، اهل بیت علیهم السلام و اصحاب کلماتی در وفاداری و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند .

2- سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام : در این شب بود که زینب کبری سلام الله علیها اشعار " یا دهر اف لک من خلیل . . " را از زبان برادرش شنید ، و هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود : ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود واین روز را ندیده بودم . سپس سیلی به صورت زد و بیهوش شد . امام علیه السلام خواهر عزیز و مکرمه خود را به هوش آوردند و مطالبی فرمودند .

روز دهم ماه محرّم الحرام ، روز عاشورا :

1- شهادت امام حسین علیه السلام : در این روز در سال 61 هـ که روز شنبه یا دوشنبه بوده ، آقا و مولایمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در سن58 سالگی (یا 56 و یا57 سالگی) بعد از نماز ظهر ، مظلومانه و با حالت تشنگی و گرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند . این روز ، روز باریدن خون از آسمان است و روزی که شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسین علیه السلام در آن به وقوع پیوسته است . چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند و چون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند . در این روز ترک خوردن و آشامیدن به خصوص از غذاهای لذیذ مناسب است .

2- شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی

3- شهادت مسلم بن عوسجه

4- شهادت حربن یزید ریاحی

5- شهادت جون مولی ابی ذرالغفاری

6- شهادت همسر وهب ، به دست رستم غلام شمر

7- شهادت شبیه ترین مردم به رسول خداصلی الله علیه وآله و سلم ، علی اکبر علیه السلام فرزند بزرگ سیدالشهداء علیه السلام عموی والا مقام حضرت صاحب الامر علیه السلام

8- شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام

9- شهادت عبدالله بن الحسن علیه السلام

10- شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام

11- شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر علیه السلام

12- آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت

13- ماتم وناله پردگیان حرم برسید الشهداء علیه السلام و اولاد و وابستگان آن حضرت

14- غارت اموال از خیام امام حسین علیه السلام

15- فرار فاطمیات و علویات در بیابان ها بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبدالله علیه السلام

16- غارت کردن لباس وزره و . . . از بدن مطهر شهدای کربلا

17- جدا شدن سر های مطهر امام حسین علیه السلام واهل بیت واصحاب آن حضرت

18- به آتش کشیدن خیمه های آل الله ، فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا علیهم السلام

19- شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها

20- گریه وماتم بر سید الشهداء علیه السلام و عزای زمین و عرش و آسمان جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت . در این روز ملکی ندا کرد : ای امت ظالمی که عترت پیامبر خود را کشتید ، خداوند شما را موفق به درک عید فطر و قربان نفرماید .

21- رأس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه : عصر عاشورا رأس مطهر ونورانی امام حسین علیه السلام را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون و حمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند .

22- خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند ، از مصیبت عظمای آن روز

23- قتل ابن زیاد : ابن زیاد در روز عاشورای سال 67 هـ به فرمان مختار به جزای ظاهری اعمالش رسید و کشته شد . حصیر بن نمیر و جمعی از قتله امام حسین علیه السلام نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند . ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی کشته شد و سر نحسش را برای مختار فرستادند . مختار هم سر او را برای امام زین العابدین علیه السلام فرستاد . هنگام وارد کردن سر ابن زیاد ، حضرت مشغول غذا خوردن بودند . لذا سجده شکر به جا آورده فرمودند : روزی که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا می خورد . من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذای خود مشاهده کنم ، همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا می خورد . خداوند به مختار جزای خیر دهد که خونخواهی مارا نمود. سپس حضرت به اصحاب خود فرمودند : همه شکر کنید .

24- قیام حضرت مهدی علیه السلام : به روایتی حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسکری ارواحنا فداه در این روز قیام خواهند کرد .

25- وفات ام سلمه : در این روز در سال 62-63 هـ ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رحلت فرمود . نام او هند پدرش ابی امیة ، مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بود . شوهر اول او پسر خاله اش ابو سلمه بن عبدالاسد بن مغیرة بود . چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش ام سلمه به حبشه هجرت کردند و پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمی که در جنگ احد بر او وارد شده بود ، بعد از مدتی شهید شد . سلمه ، عمر ، زینب و دره ، فرزندان او بودند ؛ و عمر در جمیع جنگ های امیر المؤمنین علیه السلام شرکت کرد و مدتی از طرف آن حضرت والی بحرین بود . بعد از اینکه عدّه ام سلمه در وفات شوهرش سر آمد ، ابوبکر و عمر جداگانه به خواستگاری او رفتند ، ولی ام سلمه اجابت نکرد . در سال چهارم هجری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از او خواستگاری کرد و ام سلمه قبول کرد ، و به فرزند خود عمر بن ابی سلمه گفت : عقد را جاری کن . عایشه وقتی دید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ام سلمه را به عقد خویش در آورد بسیار ناراحت شد ، چه اینکه ام سلمه در جمال کم نظیر بود . عایشه به حفضه گفت : ام سلمه چقدر زیباست ! او باور نکرد تا اینکه ام سلمه را دید . از همین جهت حسادت این دو با ام سلمه بسیار بود .

ام سلمه فضایلی دارد که او را از دیگر همسران پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم (به جز خدیجه کبری علیها السلام) ممتاز کرده است :

1- بار ها ام سلمه عایشه را نصیحت می کرد در پیروی از علی بن ابی طالب علیه السلام ، ولی او نمی پذیرفت . فضایل ومناقب آن حضرت را برای عایشه می گفت ولی او قبول نمی کرد ، تا اینکه پسرش عمر بن ابی سلمه را با نامه ای خدمت امیر المؤمنین علیه السلام فرستاد ودر آن خبر داد که عایشه به سوی بصره حرکت کرده است . . .

2- ام سلمه شهادت داد که عایشه دشمن امیر المؤمنین علیه السلام است .

3- ام سلمه شنید که یکی از آزاد شده هایش امیر المؤمنین علیه السلام را ناسزا گفته است . آن شخص را فرا خواند و آنقدر از فضایل و مناقب علی علیه السلام که از پیامبر شنیده بود برای آن شخص باز گو کرد ، تا او توبه نمود .

4- ام سلمه حدیث " نحن معاشر النبیاء لانورث . . " را (که ابوبکر آنرا به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نسبت داد) تکذیب کرد .

5- هنگامی که امیر المؤمنین علیه السلام برای جنگ جمل حرکت کردند ، پسرش عمر بن ابی سلمه را برای یاری آن حضرت فرستاد ، و به آن حضرت پیغام داد : اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود می آمدم ودر نصرت ویاری شما کوتاهی نمی کردم .

6- بعد از رحلت خدیجه کبری سلام الله علیها مراقبت حضرت زهرا سلام الله علیها با فاطمه بنت اسد علیها السلام بود . بعد از رحلت فاطمه بنت اسد این مهم از طرف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به ام سلمه سپرده شد ، و عایشه از این ماجرا بسیار خشمناک بود . ام سلمه می گفت : مردم گمان می کنند من آموزگار فاطمه سلام الله علیها هستم ! بخدا سوگند آن حضرت آموزگار من است .

7- روزی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پوست گوسفندی را طلبیدند و مطالبی را فرمودند و امیر المؤمنین علیه السلام نوشتند . بعد آن پوست را به ام سلمه دادند و فرمودند : هر کس بعد از من فلان وفلان نشانه را به تو داد ، این پوست را به او تقدیم کن . آن سه نفر آن نشانه را نداشتند و ام سلمه آن پوست را در خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السلام به آن حضرت (که همه نشانه ها را دارا بود) تسلیم نمود .

8- هنگام حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه به مکه ام سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنیده بود با اندوهی فراوان بازگو کرد . امام حسین علیه السلام محل شهادت و موضع دفن خود واصحابشان و . . . را به معجزه نشان دادند . سپس مقداری از آن خاک بقعه طیبه را به ام سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا که ام سلمه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با حالتی گرد آلود و ژولیده مو در خواب دید ، وعرض کرد : یا رسول الله ، این چه حالت است که در شما می نگرم ؟ فرمودند : ای ام سلمه ، حسین مرا کشتند ودیشب برای او و اصحاب او قبر می کندم . وقتی از خواب بیدار شد دید خاکی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام حسین علیه السلام به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است .

وقایع شب یازدهم ماه محرم :

1- شام غریبان کربلا : نخستین شب عزا و سوگ خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم پس از شهادت سید الشهداء علیه السلام است . ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شبی تیره تر از سیاهی ! شبی جانسوز که در آن تلخ ترین لحظات بر خاندان امام حسین علیه السلام گذشت . آیا می شود رنج و سوز و مصیبت باز ماندگان حضرت را در آن شب بیان کرد ویا حتی تصور نمود ؟ آیا کسی درک می کند که دیدگان خونفشان عمه امام زمان علیه السلام و اهل بیت چقدر و چگونه برآن حضرت گریستند ؟ آیا می تواند تصویر کند که آه و ناله سوزناک آن عزیزان چگونه بوده است ؟ با چه زبانی و با چه لفظی می توان دل های شکسته ، قلبهای جریحه دار ، ناله و نوای بلبلان بال و پر سوخته گلستان نبوی و علوی ، و سوز دل یتیمان و بانوان حسینی را بیان کرد ؟ شام غریبان است ! کودکان یتیم که دیشب پدر داشتند ، و بانوان بی سرپرست که دیشب سرپرست و کاشانه داشتند ؛ امشب با آشیانه سوخته و دلهای داغدار ، بدون سرورشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام چه می کنند ؟

تفاوت بین این دو شب چقدر است : شب عاشورا و شب یازدهم ؟ دیشب چه سالاری داشتند ؟ دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد ؟ دیشب چه کسانی در خیمه ها بودند ؟ امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است ! آن شب چه کسی سرپرستی علویات و فاطمیات را بر عهده داشت ؟ زینب کبری سلام الله علیها آن شب چه حالی داشت ؟ از یک سو مراقبت از حجت خدا زین العابدین علیه السلام و همسران و و یتیمان برادر ، واز سوی دیگر به دنبال دختران گمشده ! همه اینها در سرزمینی که بدن برادرش و عزیزانش با آن وضع روی زمین افتاده باشند ! آه چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیر المؤمنین علیه السلام . سلام علی قلب زینب الصبور و لسانها الشکور .

2- سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی : شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسین علیه السلام در تنور منزل خولی بود در حالی که نورانیت آن سر فضا را روشن نموده بود .

روز یازدهم ماه محرّم الحرام :

1- حرکت کاروان اسراء از کربلا : عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند ، و بر گشتگان خود نماز گذاردو آنان را به خاک سپرد . وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رابر شتران بی جهاز سوار کردند وسید سجاد علیه السلام را نیز با غل جامعه بر شتر سوار کردند . هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین علیه السلام افتاد ، لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه وندبه برداشتند .

2- تشکیل مجلس ابن زیاد : روز یازدهم عمر سعد به کوفه آمد . ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند . سپس رأس مطهر امام حسین علیه السلام را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود .

3- حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه : عصر روز یازدهم اهل بیت علیهم السلام را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند . نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند . لذا آن بزرگواران داغدیده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند . هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد و بسان فرمانده ای که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد .

روز دوازدهم ماه محرّم الحرام :      

1- دفن شهدای کربلا : روز دفن بدن های مطهر سید الشهداءعلیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ، توسط امام سجاد علیه السلام به یاری جمعی از بنی اسد است .

2- ورود اهل بیت علیه السلام به کوفه : روز دوازدهم روز ورود اهل بیت علیهم السلام با حالت اسارت به کوفه است . در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازار ها موکل گردانید ، که احدی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام حرکتی نگند . سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند و در پیش چشم اهل بیت علیهم السلام حرکت دهند ، و با هم وارد شهر کرده در کوی بازار بگردانند .

مردم با دیدن حالت زار ذریّه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و سر های بر نیزه و بانوان و مخدرات در هودج های بدون پوشش ، صدا به گریه بلند نمودند . زینب کبری ، ام کلثوم ، فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین علیهم السلام به ترتیب با جگرهای سوزان و قلوب دردناک ایراد خطبه نمودند ، که عده ای از لشکر با دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند ، اما هنگامی که خیلی دور شده بود !

3- روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام : شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنابر قولی در این روز در سال 94 هجری در سن 57 سالگی واقع شده است و قول دیگر 25 محرم است که خواهد آمد .

روز سیزدهم ماه محرّم الحرام :

1- اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد : پس از آنکه اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند ، ابن زیاد در کاخ خود نشست و دستور داد سر مطهر امام حسین علیه السلام را در برابرش گذاشتند . آنگاه زنان و کودکان آن حضرت را به همراه امام سجاد علیه السلام در حالی که به طناب بسته بودند وارد مجلس نموده ، در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند . در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند .

2- اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه : پس از مجلس شوم ابن زیاد ، اهل بیت علیهم السلام را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند .

3- خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه و شام : ابن زیاد به مدینه و شام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین علیه السلام را منتشر ساخت .

4- شهادت عبدالله بن عفیف : عبدالله بن عفیف ازدی بزرگواری از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بود و در جنگ های جمل و صفین دو چشم خود را از دست داده بود . لذا مشغول عبادت بود . او هنگامی که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤمنین و امام حسین علیهما السلام نسبت کذب می دهد ، از میان جمعیت بر خاست و گفت : ساکت باش ای پسر مرجانه ، دروغگو تویی و پدر توکه به تو این مقام را داد . ای دشمن خدا ! فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را می کشی و در منابر مؤمنین این چنین سخن می گویی ؟ مأموران خواستند معترض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت ، ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند . پس از رشادت های او و دخترش دستگیر شد و همان طور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید .

/ 0 نظر / 24 بازدید