« وصیت نامه داریوش هخامنشی »

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم ،

 

به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو یک یا

 

سه سال پیاپی خشکسالی شود ، دوستان و ندیمان خود را به کارهای مهم مملکتی

 

نگمار و برای آنان همان مزیت دوست بودن با تو کافی است ، کانالی که می

 

خواستم بین شط نیل و دریای سرخ ایجاد کنم به اتمام نرسیده و تمام کردن آن از

 

نظر بازرگانی و جنگی اهمیت زیادی دارد و تو باید آن کانال را به اتمام برسانی ،

 

اکنون لشگری به مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار

 

سازد.

 

 

ولی فرصت نکردم قشونی به یونان بفرستم تو با ارتشی نیرومند به یونان حمله کن

 

و به آنان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مجرمین را تنبیه نماید ، توصیه دیگر

 

من این است که هرگز دروغگو و متملق را به دربار خود راه مده ، چون هر دوی

 

آنها آفت سلطنت هستند ، هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای اینکه

 

آنان به دلیل اخذ مالیات بر مردم مسلط نشوند ، قانونی وضع کردم که تماس عمال

 

با مردم کم شود ، اگر این قانون را حفظ کنی آنان تماس زیادی با مردم نخواهند

 

داشت ، افسران و سربازان را راضی نگهدار ، اگر با آنان بدرفتاری کنی آنها نمی

 

توانند معامله متقابل کنند اما در میادین نبرد تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته

 

شدن خودشان باشد ، امر آموزش را ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و

 

بنویسند تا عقل و فهم آنان فزونی ادب در این صورت با اطمینان بیشتری می

 

توانی سلطنت نمایی ، همواره حامی کیش یزدان پرستی باش .

 

پس از مرگ بدنم را بشوی و آنگاه در کفن بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در

 

قبر بگذار اما قبرم را مسدود نکن تا هر زمان که بخواهی تابوت سنگی مرا ببینی و

 

دریابی که پدرت زمانی پادشاهی مقتدر بود و تونیز چون من خواهی مرد، زنهار

 

زنهار هرگز هم مدعی و هم قاضی مشو ، آباد کردن حفر قنات و احداث جاده و

 

شهرسازی را در درجه اول قرار ده ، عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد

 

از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو و سخاوت است .

/ 0 نظر / 8 بازدید