19 رمضان سال 40 هجری قمری : ضربت خوردن حضرت علی(ع) در مسجد کوفه

 

 

أشعث بن قیس کندی که از ناراضیان سپاه امام علی(ع) و از دو چهرگان و منافقان

 

واقعی آن دوران بود ، آنان را راهنمایی ، پشتیبانی و تقویت روحی می نمود . (3)

 

حضرت علی(ع) در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان ، مهمان دخترش ام کلثوم (س)

 

بود و در آن شب حالت عجیبی داشت و دخترش را به شگفتی درآورد .

 

روایت شده که آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به

 

آسمان نظر می کرد و می فرمود : به خدا سوگند ، دروغ نمی گویم و به من دروغ

 

گفته نشده است . این است آن شبی که به من وعده شهادت دادند . (4)

 

به هر روی ، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسحد اعظم کوفه شد و خفته گان

 

را برای ادای نماز بیدار کرد . از جمله ، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادی را که به رو

 

خوابیده بود ، بیدار و خواندن نماز را به وی گوش زد کرد . هنگامی که آن حضرت

 

وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گردید و سر از سجده اول برداشت ،

 

نخست شبیث بن بجره با شمشیر برّان بر وی هجوم آورد ، ولیکن شمشیرش به طاق

 

محراب اصابت کرد و پس از او ، عبدالرحمن بن ملجم مرادی فریادی برداشت : "لله

 

الحکم یا علی ، لا لک و لا لأصحابک"! و شمشیر خویش را بر فرق نازنین حضرت

 

علی(ع) فرود آورد و سر مبارکش را تا به محل سجده گاهش شکافت . (5)

 

حضرت علی(ع) در محراب مسجد ، افتاد و در همان هنگام فرمود : بسم الله و بالله و

 

علی ملّه رسول الله ، فزت و ربّ الکعبه ؛ سوگند به خدای کعبه ، رستگار شدم . (6)

 

نمازگزاران مسجد کوفه ، برخی در پی شبیب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بیابند و

 

برخی در اطراف حضرت علی(ع) گرد آمده و به سر و صورت خود می زدند و برای آن

 

حضرت گریه می نمودند . حضرت علی (ع) ، در حالی که خون از سر و صورت

 

شریفش جاری بود ، فرمود : هذا ما وعدنا الله و رسوله ؛ (7) این همان وعده ای است

 

که خداوند متعال و رسول گرامی اشت به من داده اند . حضرت علی(ع) که توان ادامه

 

نماز جماعت را نداشت ، به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) فرمود که نماز جماعت را

 

ادامه دهد و خود آن حضرت ، نمازش را نشسته تمام کرد .

 

روایت شد ، که در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت

 

علی(ع) ، زمین به لرزه در آمد و دریاها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهای

 

مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سیاهی وزید ، به

 

طوری که جهان را تیره و تاریک ساخت و جبرئیل امین در میان آسمان و زمین ندا

 

داد و همگان ندایش را شنیدند . وی می گفت : تهدمت و الله ارکان الهدی ، و

 

انطمست أعلام التّقی ، و انفصمت العروه الوثقی ، قُتل ابن عمّ المصطفی ، قُتل

 

الوصیّ المجتبی ، قُتل علیّ المرتضی ، قَتَله أشقی الْأشقیاء ؛ (8) سوگند به خدا که

 

ارکان هدایت درهم شکست و ستاره های دانش نبوت تاریک و نشانه های

 

پرهیزکاری برطرف گردید و عروه الوثقی الهی گسیخته شد . زیرا پسر عموی رسول

 

خدا (ص) شهید شد ، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید . وی را سیاه

 

بخت ترین اشقیاء ، (یعنی ابن ملجم مرادی) به شهادت رسانید .

 

بدین گونه پیشوایی شایسته ، امامی عادل ، خلیفه ای حق جو ، حاکمی دلسوز و یتیم

 

نواز ، کامل ترین انسان برگزیده خدا و جانشین بر حق محمد مصطفی(ص) ، به

 

دست شقی ترین و تیره بخت ترین انسان روی زمین ، یعنی ابن ملجم مرادی ملعون

 

، از پای درآمد و به سوی ابدیت و لقاء الله و هم نشینی با پیامبران الهی و رسول

 

خدا(ص) رهسپار گردید و امت را از وجود شریف خویش محروم نمود .

 

 

 

پی نوشت ها :

 

1- الارشاد (شیخ مفید) ، ص 20 ؛ الجوهره فی نسب الامام علی و آله (البری) ، ص 112

2- وقایع الایام (شیخ عباس قمی) ، ص 41؛ تاریخ ابن خلدون ، ج2 ، ص 184

3- الارشاد ، ص 21؛ وقایع الایام ، ص 41؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی) ، ج1 ، ص 171

4- منتهی الآمال ، ج1 ، ص 172

5- الارشاد ، ص 23 ؛ منتهی الآمال ، ج1 ، ص 172؛ الجوهره فی نسب الامام علی و آله ، ص 113؛ وقایع الایام ، ص 41

6- منتهی الآمال ، ج1 ، ص 174

7- همان

8- همان

/ 2 نظر / 6 بازدید
مهرانا

سلام ------------ انیس قلب خود تنها خدا کن خدا را در دل شبها صدا کن ز خوف حق چو اشکی را چکاندی به حال این رفیقت هم دعا کن . . . -------------------------------- آپم... مشتاق نیم نگاهی هرچند گذرا